تبلیغات

لینک باکس تبلیغاتی

تبلیغات

تبلیغات

سيستم‌هاي هشداردهنده در تحليل‌گرهاي هماتولوژي

923 بازدید

سيستم‌هاي هشداردهنده در تحليل‌گرهاي هماتولوژي

نویسنده: علي ملكي كارشناس ارشد هماتولوژي

تحليل‌گرهاي هماتولوژي كه هم‌اكنون در آزمايشگاه‌هاي تشخيص طبي به‌كار گرفته مي‌شود و تنوع آنها متجاوز از 40 گونه مختلف است، توانايي سنجش‌هاي مختلف و از جمله شمارش افتراقي لكوسيت‌ها را داراست. با وجود آنكه اندازه‌گيري‌هاي كمي انجام شده توسط اين دستگاه‌ها عموماً صحيح و دقيق است، اندازه‌گيري‌هاي كيفي (مورفولوژيك) آنها ممكن است از دستگاهي به دستگاه ديگر متفاوت باشد.

اين دستگاه‌ها توانايي ارزيابي سلول‌هاي غيرطبيعي خون را نداشته و لازم است به هنگام حضور اين سلول‌ها، نمونه‌ها به روش ميكروسكوپي بررسي شود. در حقيقت براي تحليل‌گرهاي هماتولوژي دو وظيفه اساسي را مي‌توان در نظر گرفت: نخست شمارش تام و افتراقي سلول‌هاي خوني (بررسي كمي و كيفي نمونه‌ها)، در نمونه‌هايي كه مشكل پاتولوژيك خاصي ندارد. دومين وظيفه اين دستگاه‌ها آگاه كردن شخص اپراتور نسبت به نمونه‌هايي كه داراي مشكل پاتولوژيك خاصي است به‌طوري كه ارزيابي آنها از طريق معيارهاي تعيين شده جهت تحليل‌گر امكان‌پذير نيست. اين امر از طريق اعلام يك‌سري علايم هشداردهنده يا Flagها در برگه پاسخ بيماران انجام مي‌گيرد.
اصطلاح Flagging به معني «مخابره يا ابلاغ يك پيام ويژه كه بصورت حروف، اعداد يا نمادهاي خاصي انجام مي‌گيرد» تعريف مي‌شود. در آزمايشگاه هماتولوژي يك Flag پيامي‌ست به اپراتور مبني بر اينكه نمونه تحليل شده توسط دستگاه ممكن است مشكل خاصي داشته باشد. در واقع هدف از مجهز نمودن تحليل‌گرهاي هماتولوژي به سيستم‌هاي هشداردهنده آن است كه با ارز‌يابي مورفولوژيكي نمونه‌هايي كه نياز به بررسي بيشتر دارد، ميزان پاسخ‌هاي مثبت يا منفي كاذب تا حد ممكن كاهش يابد. بيشتر تحليل‌گرها به چندين روش برنامه‌ريزي شده‌ است تا قادر باشد نمونه‌هايي را كه نياز به بررسي و مطالعه بيشتر دارد را اعلام نمايد. به نظر مي‌رسد سيستم‌هاي هشدار دهنده كنوني بيشتر از پزشكان، نسبت به نمونه‌هاي مسأله‌دار حساس بوده و باعث بررسي مورفولوژيكي اسلايد خوني بيماران مي‌گردد.

حساسيت و اختصاصي بودن سيستم‌هاي هشداردهنده
سيستم‌هاي هشداردهنده نيز داراي خطاها و اشتباهات خاص خود است كه مي‌توان ميزان آنها را باتوجه به حساسيت (Sensitivity) و اختصاصي بودن (Specificity) هر سيستم ارزيابي نمود. تناسب و تعادل بين اين پارامترها، ميزان كارآيي سيستم را تعيين مي‌كند.

حساسيت سيستم هشدار دهنده
 اين پارامتر قابليت سيستم هشداردهنده را در تشخيص و اعلان نمونه‌هايي كه داراي سلول‌هاي غيرطبيعي است، مشخص مي‌كند. در حقيقت حساسيت يك سيستم به صورت نسبت تعداد موارد واقعاً مثبت به تعداد كل موارد (مثبت واقعي+ منفي كاذب) بيان شده و ميزان آن بستگي به فراواني موارد منفي كاذب دارد.                  
                         TP= مثبت واقعي         FN= منفي كاذب                  Sensitivity = TP/TP+FN

اختصاصي بودن سيستم هشداردهنده
 اين پارامتر قابليت دستگاه را در هشدار ندادن نمونه‌هاي واقعاً طبيعي مشخص مي‌كند. اختصاصي بودن يك سيستم به صورت نسبت موارد منفي واقعي به كل موارد (منفي واقعي+ مثبت كاذب) بيان شده و به فراواني موارد مثبت كاذب بستگي دارد.
 TN= منفي كاذب    FP= مثبت كاذب                    Specificity = TN/TN+FP
ارزش پيش‌بيني‌كنندگي (PV) (Predictive Value)
 به معني «احتمال آنكه يك پاسخ مثبت، بطور واقعي حضور سلول‌هاي غير طبيعي را نشان دهد»، است.
در موارد منفي كاذب سيستم قادر به شناسايي نمونه‌هايي داراي سلول‌هاي غيرطبيعي هستند، نيست. به عكس در موارد مثبت كاذب، سيستم نمونه‌هاي طبيعي را به عنوان آتيپيك گزارش نموده و در نتيجه باعث مرور غيرضروري اسمير خوني بيماران مي‌شود.
غالب تحليل‌گر‌هاي پيشرفته كنوني داراي حساسيت زياد و ارزش پيش‌بيني‌كننده (PV) بالايي براي پاسخ‌‌‌هاي منفي است. به عبارت ديگر در اين دستگاه‌ها فراواني موارد منفي كاذب به خصوص در ارتباط با هشدارهاي كمي، اندك است (حدود 5-2 درصد نمونه‌ها در برخي دستگاه‌ها). در اين سيستم‌ها عمده‌ترين اختلالاتي كه تشخيص داده نمي‌شود؛ شامل حضور سلول‌هاي نارس با تعداد اندك است. اغلب اين سلول‌هاي نارس را اريتروبلاست‌هاي ارتوكروماتيك يا گرانولوسيت‌هاي نارس در حد پايين‌تر از 4% سلول‌ها، تشكيل مي‌دهد. به‌علاوه سلول‌هاي بلاست (به ويژه بلاست‌هايي كه داراي اندازه كوچكي است) و هنگامي كه تعداد آنها كم باشد ممكن است توسط تحليل‌گر تشخيص داده نشود. به هر حال حساسيت روش‌هاي خودكار بيشتر از روش‌هاي دستي، كه در آنها 100 گلبول سفيد خون شمارش افتراقي مي‌شود، است. گفتني ا‌ست در سيستم‌هاي خودكار افزايش حساسيت دستگاه غالباً به موازات كاهش اختصاصي بودن و ارزش پيش‌بيني‌كننده Flagهاي مثبت است به گونه‌اي كه محدوده دو پارامتر اخير در اين سيستم‌ها به حدود 70- 50 درصد مي‌رسد.
آگاهي واطلاع كامل از روش‌هاي مورد استفاده در تحليل‌گرهاي هماتولوژي در افتراق سلول‌ها، و نيز تبحر و تجربه كافي اپراتور باعث صحت و دقت پاسخ‌ها، توأم با به حداقل رسيدن موارد بررسي ميكروسكوپي نمونه‌ها مي‌شود. در دستگاه‌هاي پيشرفته‌تر هماتولوژي، سيستم‌هاي هشداردهنده محدود به تخمين حضور يا نبود سلول‌هاي غير طبيعي نبوده، بلكه در اين دستگاه‌ها Flagهاي اختصاصي مختلفي ارايه مي‌شوند كه تا حدود زيادي نوع و گروه سلول‌هاي غيرطبيعي موجود در نمونه را مشخص مي‌نمايد.
به‌طور كلي سيستم‌هاي هشداردهنده به دو گروه سيستم‌هاي كمي و سيستم‌هاي كيفي تقسيم مي‌شوند كه در ادامه مطالب به شرح آنها پرداخته مي‌شود.

سيستم‌هاي هشداردهنده كمي
شركت‌هاي سازنده تحليل‌گرهاي هماتولوژي، سيستم‌هاي هشداردهنده كمي را به گونه‌اي طراحي كرده‌ است كه كاربر بتواند آنها را مجدداً براي دستگاه تعريف نمايد. به همين دليل اين سيستم‌ها را كه اختلالات كمي پارامترهاي خوني و از جمله اختلالات توزيعي لكوسيت‌ها را (بر اساس شمارش واقعي آنها) مشخص مي‌كند تحت عنوان هشدارهاي تعيين شونده توسط كاربر (User defined flags) يا هشدارهاي توزيعي (Distributional flags) ناميده مي‌شود. در مورد اين سيستم‌ها كاربر دامنه طبيعي هر پارامتر را براي دستگاه مشخص مي‌كند و به دستگاه برنامه مي‌دهد كه مقادير بالاتر يا پايين‌تر از دامنه مذكور را با نمادهاي خاصي اخطار دهد. لازم به ذكر است محدوده مرجع پارامترهاي هماتولوژيك مي‌تواند با توجه به عواملي نظير سن، جنس، حاملگي و احياناً نژاد متغير باشد. لذا بايستي در سيستم‌هاي هشداردهنده كمي چنين تفاوت‌هاي را مدنظر داشت. غالباً در اكثر آزمايشگاه‌ها اين اطلاعات دموگرافيكي ناشناخته‌اند.
يك سيستم هشداردهنده كمي براي آنكه بتواند مفيد واقع شود و جهت شناسايي نمونه‌هاي بالقوه غيرطبيعي كارايي داشته باشد، بايستي موارد مثبت و منفي كاذب پاييني (مثلا كمتر از 10‌٪) داشته باشد. با اين وجود همانگونه كه در مطالب قبلي بيان شد، براي موارد مثبت و منفي كاذب اين سيستم‌ها يك محدوده مجاز غير قابل اجتناب وجود دارد. هدفي كه در حال حاظر جهت نيل به آن تلاش مي‌شود، به حداقل رسيدن اين محدوده مجاز است. در واقع هدف نهاي از تكامل و پيشرفت روزافزون سيستم‌هاي هشداردهنده، كاهش بررسي‌هاي ميكروسكوپي اسمير خوني بيماران است بدون آنكه مشكلي صحت پاسخ‌ها را تهديد نمايد. بسته‌ به گروه بيماران (سرپايي يا بستري) و نوع سيستم‌هاي هشداردهنده، مي‌توان يك‌ سوم تا نيمي از مرورهاي خسته‌كننده ميكروسكوپي خون بيماران را حذف نمود. البته در درمانگاه‌‌ها و بيمارستان‌هاي هماتولوژي و آنكولوژي اين احتمال كه در اكثر موارد بررسي مكرر اسمير خوني بيمار انجام گيرد بيشتر است.
تحليل‌گرهاي مدرن و مشهور هماتولوژي داراي كارآيي نسبتاً مناسبي براي ناهنجاريهاي كمي است. با گذشت زمان و كسب تجربه، يك آزمايشگاه مي‌تواند محدوده سيستم هشداردهنده كمي خود را وراي محدوده باريك مرجع گسترش دهد. به عنوان مثال زماني كه اطمينان حاصل مي‌شود كه تحليل‌گر شمارش نوتروفيل‌ها را در محدوده‌هاي غيرطبيعي اندك تا متوسط، به درستي انجام مي‌دهد: مي‌توان از بررسي گسترده خون محيطي (درصورتيكه تنها Flag كمي گزارش شده ‌باشد) صرف‌نظر نمود. همچنين اگر نمونه خون محيطي بيمار اخيراً آزمايش شده و ناهنجاري هنوز وجود داشته باشد، نيازي به تكرار ارزيابي گستره خون محيطي بيمار نيست.

سيستم‌هاي هشداردهنده كيفي
بحث بعدي بر ناهنجاريهاي كيفي آزمون CBC متمركز است كه اغلب در اين ناهنجاريها فاكتورهايي چون جنس، سن يا حتي تفاوت‌هاي نژادي اهميت كمتري دارد (شايد به استثناي لنفوسيت‌هاي واريانت كه بيشتر در بچه‌ها ديده مي‌شود). درنتيجه سيستم‌هاي هشداردهنده كيفي اختصاصي بودنر بوده و كاربر تنها مي‌تواند كنترل و دستكاري بسيار اندكي بر آنها داشته باشد. اين سيستم‌ها كه توسط شركت سازنده تحليل‌گر تعريف مي‌شود، سيستم‌هاي هشداردهنده خاص دستگاه Instrument specific))يا هشدارهاي ظنيني Suspect Flags)) خوانده مي‌شود. در حقيقت هنگامي كه جمعيت‌هاي سلولي خارج از ناحيه مورد انتظار (در سيتوگرام يا هيستوگرام) واقع شوند يا هنگامي كه پاسخ‌ها، خارج از محدوده‌هاي آماري خاص قرار گيرند، هشدارهاي كيفي يا ظنيني، احتمال حضور سلول‌هاي غيرطبيعي را اعلام مي‌كند. سيستم‌هاي هشداردهنده كيفي مي‌تواند حضور سلول‌هاي گرانولوسيت نارس، باند، بلاست، لنفوسيت‌هاي واريانت، NRBCها، تجمعات پلاكتي و … را هشدار دهد. گفتني است كه در مطالعاتي كه اخيراً بر روي سيستم‌هاي هشداردهنده كيفي تحليل‌گرهاي معمول هماتولوژي صورت گرفته، موارد مثبت كاذب تا 30 درصد يا بيشتر و موارد منفي كاذب تا 15 درصد موارد گزارش شده است. با اين‌حال نتايج مذكور بايستي با احتياط تفسير گردد زيرا در برخي موارد ميزان اختلاط جمعيت مورد مطالعه به خوبي تعريف نشده يا از مطالعه‌اي به مطالعه ديگر متفاوت است.
هشدار لكوسيت‌هاي شكننده (Fragile Leucocytes) در تحليل‌گرهايي كه از دو روش مختلف يعني امپدانس الكتريكي و اپتيكال به‌طور هم‌زمان جهت شمارش گلبول‌هاي سفيد استفاده مي‌كند، گزارش مي‌شود. هنگامي‌كه شمارش لكوسيت‌ها در روش امپدانس الكتريكي (White cell Impedance Count) (WIC)، به شكل قابل توجهي بيشتر از شمارش اين سلول‌ها در روش اپتيكال (White cell Optical Count) (WOC) باشد، هشداري مبني بر احتمال حضور لكوسيت‌هاي شكننده توسط تحليل‌گر اعلام مي‌شود.
سيستم‌هاي هشداردهنده حضور ناهنجاريهاي كيفي در اريتروسيت‌ها
بر طبق سنت ناهنجاريهاي گلبول‌هاي قرمز بر مبناي تعداد، اندازه و گوناگوني اين سلول‌ها طبقه‌بندي شده و برهمين اساس آنمي‌هاي ماكروسيتي، ميكروسيتي و نورموسيتي و نيز پلي‌سايتمي‌ها به خوبي شناخته شده‌ است. اخيراً تحليل‌گرها مي‌تواند آنيزوسيتوز (Anisocytosis) گلبول‌هاي قرمز را به شكل موفقيت‌آميزي تعيين نموده و به صورت RDW يا گستره توزيع گلبول‌هاي قرمز بيان كند. اين پارامتر نيز در تشخيص آنمي‌ها كمك‌كننده است. هشدارهايي كه جهت اعلان ناهنجا‌ر‌يهاي كيفي گلبول‌هاي قرمز پيشنهاد مي‌شود شامل موارد زير است:
- گلبول‌هاي قرمز هسته‌دار در آنمي‌هاي شديد و تومورهاي متاستاتيك، 
- گلبول‌هاي قرمز مقاوم به ليز در هموگلوبينوپاتي‌ها،
- تجمع گلبول‌هاي قرمز در آگلوتينين‌هاي سرد و
- RDW جهت آنيزوسيتوز.

سيستم‌هاي هشداردهنده حضور ناهنجاريهاي كيفي پلاكت‌هابا اينكه اخيراً شمارش خودكار پلاكت‌ها به شكل چشمگيري بهبود يافته ولي تشخيص ناهنجاريهاي كيفي اين سلول‌ها توسط دستگاه هميشه به خوبي صورت نمي‌گيرد. در مورد پلاكت‌ها؛ دو پارامتر اضافي علاوه بر شمارش پلاكتي پيشنهاد مي‌شود كه عبارت است از: حجم متوسط پلاكت‌ها (MPV) و گسترة توضيع پلاكت‌ها (PDW).
MPV مفهومي مشابه با MCV دارد. پلاكت‌هاي جوانتر نسبت به پلاكت‌هاي پيرتر، بزرگتر است. لذا افزايش MPV با افزايش پلاكت‌هاي جوان همراه است. PDW به شيوه‌اي مشابه با RDW؛ ميزان آنيزوسيتوز پلاكت‌ها را بيان مي‌كند. كاربرد باليني اين پارامترها هنوز دز حال پژوهش است.

سيستم‌هاي هشداردهنده حضور ناهنجاريهاي كيفي گلبول‌هاي سفيدبا مطالعات مختلفي كه بر روي تحليل‌گرها صورت گرفته دقت و صحت شمارش لكوسيتي آنها (شامل شمارش نوتروفيل‌ها، لنفوسيت‌ها و ائوزينوفيل‌ها) مورد تاييد قرار گرفته است. با اين وجود، گاهي تشخيص منوسيت‌ها در اين دستگاه‌ها داراي اشكال است. در واكنش‌هاي راكتيو گلبول‌هاي سفيد مانند گرايش به چپ و افزايش لنفوسيت‌هاي آتيپيك يا واريانت، مقايسه پاسخ‌هاي خودكار با روش‌هاي مرجع دستي رضايت‌بخش نبوده است. در برخي از آزمايشگاه‌ها اين امر به عنوان نقص تحليل‌گرها درنظر گرفته مي‌شود در حالي‌كه آزمايشگاه‌هاي ديگر بر اين باورند كه كشف اين موارد راكتيو اطلاعات باليني اندكي به‌دست مي‌دهد. به هر حال بسياري از متخصصان اطفال، همچنان بر اين واكنش‌هاي لكوسيتي جهت تشخيص التهابات حاد مانند آپانديسيت يا عفونت‌ها متكي است.
Flagهاي پيشنهادي جهت هشدار‌ ناهنجاريهاي كيفي لكوسيت‌ها شامل موارد زير است:
-گرانولوسيت‌هاي نارس (انحراف به چپ) براي التهابات اوليه يا عفونت‌هاي باكتريايي،
-لنفوسيت‌هاي واريانت براي عفونت‌هاي ويروسي يا اختلالات لنفوپروليفراتيو،
-بلاست‌هاي لكوسيتي براي موارد لوسمي و
- MPXI براي موارد كاهش ارثي يا اكتسابي پراكسيداز.
تغييرات غيرمنتظره در پارامترهاي هماتولوژيك
نهايتاً چنانچه تغيير مهمي در هريك از نتايج كمي يا كيفي بيمار وجود داشته باشد حتي اگر در محدوده هشدار واقع نشود (ولي خارج از محدوده دلتا چك باشد)، بايستي گستره خوني بيمار بررسي شود. به‌عنوان مثال اگر شمارش پلاكت‌هاي بيمار در يك فاصله زماني نسبتاً كوتاه (چند ساعت تا چند روز) افت كند، بايستي علت آن مشخص گردد. ممكن است علت اين امر تجمع پلاكتي باشد ولي عوامل ديگري از جمله DIC نيز مي‌تواند نتايج مشابهي داشته باشد.

سنجش كمي جمعيت‌هاي سلولي هشدار داده شدهدر سال‌هاي اخير تلاش‌هايي جهت گسترش شمارش افتراقي خودكار لكوسيت‌ها فراتر از تفكيك پنج‌قسمتي آنها (يعني سلول‌هاي رسيده نوتروفيل، لنفوسيت، منوسيت، ائوزينوفيل و بازوفيل) آغاز شده و پيشرفت‌هايي نيز حاصل شده است. در تحليل‌گرهاي قديمي‌تر سلول‌هاي خوني خارج از پنج دسته مذكور، توسط دستگاه هشدار داده شده و بدين ترتيب نمونه توسط اپراتور به روش ميكروسكوپي ارزيابي مي‌گردد. با پيشرفت قابليت‌هاي فلوسيتومتري در مدل‌هاي جديدتر تحليل‌گرهاي هماتولوژي و تكامل روش‌هاي تحليلي، برخي جمعيت‌هاي خارج از پنج دسته مذكور حتي به‌صورت كمي تعيين مي‌شود. بعنوان مثال هم‌اكنون شمارش خودكار اريتروسيت‌هاي هسته‌دار (NRBCs) به شكل مناسبي امكان‌پذير شده است. حساسيت اين روش در سطح 4-1 درصد اين سلول‌ها 71% ، اختصاصي بودن آن 100% و ميزان منفي كاذب آن 29% بوده است. با دستيابي به اين مهم، اميد مي‌رود در آينده نزديك بتوان بسياري از Flagهاي كيفي يا تمامي آنها را به شكل سنجش‌هاي كمي درآورد.

نكاتي در ارتباط با استفاده از سيستم‌هاي هشداردهنده
سيستم‌هاي هشداردهنده در تحليل‌گرهاي مختلف به اشكال متفاوتي عمل مي‌كند. هشدارها ممكن است به شكل ستاره‌دار شدن پاسخ‌ها، علايم مثبت يا منفي، واژه‌هاي مختلف يا نمادهاي اختصاصي نشان داده شوند كه در ادامه مطالب به نمونه‌هايي از آنها اشاره خواهيم كرد. چنان‌كه پيش از اين ذكر شد، سيستم‌هاي هشداردهنده توانايي محدودي در نشان دادن نمونه‌هاي غيرطبيعي داشته و بسته به نوع تحليل‌گر داراي درصد خاصي از موارد منفي كاذب است. بنابراين هنگامي كه به يك بيماري يا اختلال خاص مشكوك است (مثلاً حضور سلول‌هاي نارس يا بلاست در خون محيطي) حتي اگر سيستم هشداردهنده تحليل‌گر، اخطار خاصي نداده باشد؛ شايسته است ارزيابي‌ها و اقدامات لازم انجام گيرد. به عنوان مثال يكي از مشكلات معمول در شمارش افتراقي لكوسيتي بيشتر تحليل‌گرهاي هماتولوژي، عدم تمايز بلاست‌هاي كوچك لنفوئيدي، سلول‌هاي كوچك در گردش لنفوما و لنفوسيت‌هاي طبيعي است. در نتيجه ممكن است در اين موارد هيچ گونه هشدار خاصي توسط دستگاه اعلام نشود. بنابراين به منظور پيشگيري از مخفي ماندن بدخيمي‌هاي سيستم لنفوئيدي پيشنهاد مي‌شود به هنگام برخورد با يك لنفوسيتوز غيرمنتظره، حتماً گستره خون محيطي بيمار بررسي گردد حتي اگر دستگاه هشداري اعلام نكرده باشد.
شايان ذكر است كه در هر آزمايشگاه مي‌توان علاوه بر Falg هايي كه تحليل‌گر نشان مي‌دهد يك‌سري معيارهاي ديگر نيز وضع نمود تا نمونه‌هاي غيرطبيعي، توسط پرسنل آزمايشگاه از نظر مورفولوژيك بررسي شود. اين معيارها با توجه به نوع تحليل‌گر و نيز جمعيت بيماران مراجعه‌كننده به آزمايشگاه، نسبتاً متغير است.
گفتني‌ست هشدارهاي ارائه شده توسط دستگاه بايستي در ارتباط و همراه با سيتوگرام‌ها و هيستوگرام‌هاي مربوط به نمونه تفسير شود. معمولاً در حضور سلول‌هاي بلاست و نيز جمعيت‌هاي سلولي غيرطبيعي، اين نمودارها تغيير شكل داده و از حالت نرمال خود خارج مي‌شود. به‌عنوان مثال به منظور شمارش افتراقي سه‌قسمتي گلبول‌هاي سفيد؛ در تحليل‌گرها آستانه‌هايي تعبيه شده‌ است كه زيرگروه‌هاي مختلف لكوسيتي را، با توجه به تفاوت در اندازه آنها، از هم متمايز مي‌كند. در اين دستگاه‌ها بين هر يك از جمعيت‌هاي عمده سلولي (غالباً سه جمعيت گرانولوسيتي، منوسيتي و لنفوسيتي كه ايجاد دو قله بزرگ ويك برآمدگي كوچك مي‌كنند) يك شكاف يا فرورفتگي وجود دارد كه سيستم‌هاي هشداري تحليل‌گر نسبت به اين فرورفتگي‌ها حساس است. هرگونه ذرات غيرطبيعي يا سلول‌هاي با اندازه غيرنرمال باعث به هم خوردن الگوي طبيعي هيستوگرام لكوسيتي و نمايش هشدار مربوطه توسط تحليل‌گر مي‌شود. بعنوان مثال گلبول‌هاي قرمز هسته‌دار (اريتروبلاست‌ها) يا به عبارت صحيح‌تر هسته برهنه شده اين سلول‌ها، كه به دنبال اثر ليزكنندگي معرف ليزكننده حاصل مي‌شود، از شايع‌ترين عواملي هستند كه با سمت چپ جايگاه لنفوسيتي همپوشاني مي‌كند. در واقع اين قسمت محلي‌ست كه لنفوسيت‌هاي كوچك را از نويزهاي زمينه‌اي متمايز مي‌كند. در اين محل علاوه بر گلبول‌هاي قرمز هسته‌دار، عوامل ديگري نظير پلاكت‌هاي غول‌آسا، تجمع پلاكتي،‌ گلبول‌هاي قرمز مقاوم به ليز، گلبول‌هاي قرمز به هم چسبيده (كه در اين حالت بطور كامل ليز نمي‌شود) و به ندرت گونه‌هاي مختلف ميكروارگانيسم‌ها (مثل انگل مالاريا) نيز مي‌تواند تداخل ايجاد كند. در چنين مواردي، تحليل‌گر با ارايه يك Flag نيمه اختصاصي توجه اپراتور را به حضور اختلال و علت‌هاي احتمالي آن جلب مي‌كند. اين Flag بسته به نوع دستگاه مي‌تواند به شكل R1 (در كولتر)، N (در تكنيكونH1)، NRBC? يا RBC Lyse Resistance (در سيسمكسXE-2100)، WL (در سيسمكس سريK مثل KX-21) و غيره باشد كه مي‌توان با دقت در هيستوگرام لكوسيتي رسم شده توسط دستگاه و مشاهده الگوي غيرطبيعي جايگاه لنفوسيتي صحت Flag را تاييد كرد.
گرانولوسيت‌هاي نارس نظير پروميلوسيت، ميلوسيت و متاميلوسيت حالت هموژنيسيته يا يكنواختي جمعيت نوتروفيل‌ها را به هم مي‌ريزد درحالي‌كه سلول‌هاي بلاست اين رده (ميلوبلاست‌ها) در نقاط خاصي از سيتوگرام‌هاي لكوسيتي ظاهرمي‌شوند. در تحليل‌گرهاي مبتني بر امپدانس الكتريكي، ميلوبلاست‌ها به خاطر اندازه‌اي كه دارد در ناحيه منوسيتي يا ناحيه Mixed Cells ظاهر شده و به اشتباه به عنوان منوسيت شمارش مي‌شود. در حضور گرانولوسيت‌هاي نارس، نمادهاي R3 (توسط كولتر)، IG (توسط تكنيكون H1)، Immature Gran و Left shift (توسط XE-2100)، F2 (توسط KX-21) و….بر روي برگه پاسخ بيمار درج مي‌شوند. گفتني‌ست كه مطالعه مبحث سيستم‌هاي هشداردهنده هر تحليل‌گر و درك كامل آن براي اپراتور دستگاه ضروري است. بنابراين به كاركناني كه در بخش هماتولوژي فعاليت داشته و با اين تحليل‌گرها سروكار دارد، مطالعه دقيق دفترچه راهنماي دستگاه، توصيه مي‌شود. از آنجا كه سيستم هشداري دستگاه‌ها مبحثي گسترده و پيچيده بوده و در هر يك از تحليل‌گرها علايم و نمادهاي خاصي جهت بيان مفاهيم خاص در نظر گرفته شده است؛ درك كامل هر يك از آنها نياز به مطالعه دقيق كاتالوگ‌هاي شركت سازنده دارد.

فرآيند تضمين كيفيت براي سيستم‌هاي هشداردهنده
از آنجا كه سيستم‌هاي هشداردهنده غالباً به بررسي گستره خون محبطي و ديگر آزمون‌هاي لازم جهت تاييد يا رد وجود يك اختلال منجر مي‌شود، در واقع عملكرد آنها يك برنامه تضمين كيفيت مستمر و پيوسته به شمار مي‌رود. مقايسه نتايج حاصل از ارزيابي‌هاي ميكروسكوپي با Flagهاي اعلام شده توسط تحليل‌گر، خود كنترل كيفي سيستم‌هاي هشداردهنده را از نظر موارد مثبت كاذب در پي دارد. به منظور كنترل بيشتر اين سيستم‌ها به‌ويژه از نظر موارد منفي كاذب، مي‌توان هر از گاهي برخي از نمونه‌هايي را كه توسط تحليل‌گر هشدار داده نشده‌ است، از نظر اختلالات كيفي و كمي مورد ارزيابي قرار داد. اين امر به حفظ و تقويت مهارت مورفولوژيك پرسنل آزمايشگاه نيز كمك مي‌كند.

منابع برای مطالعه بیشتر:
1- ملکی، علی: اصول کار و منابع خطا در آنالیزرهای هماتولوژی (سل کانترها). انتشارات انديشه رفيع، 1384.
2. Bain Barbara j: Blood Cells , Apractical Guideً . Blackwell Science ,3th ed.(2002).
3. ROSS D.W ,Brecher G.,Bessis M:., Automation in Hematology. Springer – Verlag Berlin ,Germany, 1th ed, (1981).
4. I.Chanarin: Laboratory Hematology , Churchil Living stone, U.K, 1th ed. (1989).
5. John A.Koepk: Laboratory Hematology. Churchil Livingstone, U.S.A, 1th ed. (1984).
6. Rodac: Hematology, Clinical Principles and Applications. W. B. Sanders Company, 2th ed. (2002).
7. R. Martin Rowan, Onno W. Van Assendelft, F. Eric Preston: Advanced Laboratory Methods in Haematology. Arnold, 1th ed. (2003).
8. Elkin Simson, Dennis W. Ross, William D. Kocher: Atlas of Automated Cytochemical Hematology. Technicon Instrument Corporation, (1998).
9. John A. Koepke: Flagging Systems for Hematology Analyzers. College of American Pathologists(CAP).
10. Patrick C. J. Ward: The CBC at the Turn of the Millennium: An Overview. Clinical Chemistry. 46(8B):1215-1220, 2000.
11. Harold Tredten: The Diagnostic Power of Graphical Reports from Hematology Analyzers. WSAVA, 2004.

منبع:

ماهنامه مهندسی پزشکی و تجهیزات آزمایشگاهی


حمایت از سایت

هدف از راه اندازی این سایت بالا بردن سطح آگاهی و اطلاعات علمی و عمومی و همچنین ارائه مطالب جامع و کامل در تمامی زمینه های علمی، پزشکی، نجوم و ... به شما عزیزان می باشد. از آنجایی که اداره و پایداری سایت ملزم به پرداخت هزینه می باشد بنابراین احتیاج به پشتیبانی و حمایت شما داریم. در صورت تمایل از "اینجا" به تلسمیک کمک کنید.
با تشکر فراوان - مدیریت پایگاه علمی فرهنگی تلسمیک

تبلیغات

تبلیغات

دیدن این مطالب نیز به شما توصیه می شود:

درباره این مطلب (0) نظر ارسال شده است. شما هم نظری ارسال کنید:
نام شما:
رايانامه*:
تارنما:
کد تاييد*:
ارسال نظر به صورت خصوصي - نظرات خصوصي نمايش داده نخواهند شد.

به چند نکته در ارسال نظر توجه کنيد:
لطفاً نظرات غير مرتبط با اين مطلب را اينجا ارسال نکنيد.
رايانامه شما منتشر نخواهد شد.
برای مشاهده تارنما نظردهنده روی نام کلیک کنید.
نظرات شما پس از تاييد مديريت نمايش داده خواهد شد.

تبلیغات